على زمانى قمشه اى
30
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
فلك تدوير اضافى به دست نياورد . در مورد ماه اين تمهيد جديد تا حدى عيب عمدهء نظريهء بطلميوسى را اصلاح كرد . دفاع ( العلوم البحتة ، ص 424 ) بر آن است كه ارزش واقعى ابن شاطر تا نيمهء قرن بيستم شناخته نبود ، زيرا كپرنيك نظريات نجومى وى را بر خلاف واقع به خود نسبت داده و علماى نجوم در اروپا نيز بر اين ادعا صحه گذاشته بودند . اين توهم مدت 5 قرن همچنان باقى بود تا اينكه نخستينبار در 1950 م نظريهء سيارهاى ابن شاطر مورد پژوهش قرار گرفت و معلوم شد كه الگوهاى وى از نظر رياضى با الگوهاى كپرنيك يكى است . مستشرق انگليسى ديويد كينگ در مقالهاى كه در قاموس الشخصيات العلمية در 1370 ق / 1950 م منتشر شده ، اكثر نظريات نجومى منسوب به كپرنيك را مقتبس و مأخوذ از نظريات ابن شاطر دانسته است . در 1393 ق / 1973 م از نسخ موجود در لهستان ، مسقط الرأس كپرنيك ، معلوم شده كه او از اين نسخ خطى عربى بهره برده و ابتكار ابن شاطر را به خود منسوب ساخته است . عدهاى نيز احتمال مىدهند كه كپرنيك در مورد مركزيت كرهء خورشيد در وسط عالم و عدم قبول آنچه بطلميوس به عنوان عنصر جديد ، فلك معدل المسير ناميده و همچنين ترك نظام بطلميوسى ، از نظريات دانشمندان قبل از زمان ابن شاطر مانند ابو عبيد بوزجانى ، عمر خيام ، زرقانى ، نصير الدّين طوسى ، قطب الدّين شيرازى و خود ابن شاطر استفاده كرده است . امروزه در اين موضوع شكى باقى نمانده كه كپرنيك با نظريات مسلمانان بهطور گستردهاى آشنايى داشته است . بهطور كلى اصول همهء آنچه را كه در طرح كپرنيك تازگى دارد ، مىتوان در مكتب طوسى و شاگردانش پيدا كرد ( نصر ، 178 ) . برخى حتى برآنند كه گاليله در اختراع تلسكوپ ، از افكار و نظريات ابن شاطر استفاده كرده است . ( دفاع العلوم البحتة ، 423 ) . مسألهاى كه امروزه محققان